فان حزب الله هم الغالبون

یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۰۷:۴۷فحاشی؛ ابزار مدعیان آزادی اندیشه!/نمایش بین‌المللی فرهنگ ایرانی با فحاشی

جالب اینجاست که هرزمان سلبریتی ها موافق نظام سیاسی حاکم و اعتقادات دینی گام بردارند به هزاران دلیل واهی متهم می شوند و حتی خانواده هایشان نیز از هجمه ها و هتاکی ها در امان نیستند ولی اگر در فرهنگ منحط غربی حرکت کنند، روشنفکر، تحصیلکرده، افتخار ایران و ایرانی محسوب می شوند.

حزب الله سایبر - سرویس اخلاق در فضای مجازی
 

رژه کوتاه کاروان ایران در المپیک، پرچمداری "زهرا نعمتی" و حجاب چادر "سکینه خدابنده لو"، توجهات زیادی را به خود جلب کرد و واکنش های بسیاری را به دنبال داشت.

متاسفانه در این راستا کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی در صفحات مختلف، از جمله صفحه اینستاگرام خانم بنده لو به اعتراض، فحاشی و ناسزاگویی پرداختند تا جایی که ایشان تمام پست های خود را پاک کردند.

این در حالی است که حضور "ابتهاج محمد"، شمشیرباز محجبه آمریکایی در کاروان این کشور مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و مصداق آزادی بیان و مبارزه با تبعیض و نژادپرستی عنوان شد.

قبل از این واقعه، کاربران فضای مجازی در واکنش به برهنه شدن "گلشیفته فراهانی" با این نگاه به مسئله ورود کردند که حجاب یک مسئله اعتقادی و شخصی است و حریم خصوصی فرد محسوب می شود؛ بنابراین فرد آزاد است خودش نحوه پوشش را انتخاب کند.

کاربران بسیاری از حضور او در فیلم های سینمایی به شکل برهنه و نیمه برهنه استقبال کردند و برای تصدی نقش های دسته چندم در فیلم های دسته چندم به وی تبریک گفتند و او را افتخار ایران و زنان ایرانی دانستند. زنانی که به استناد تاریخ پرآوازه اشان حتی قبل از ورود اسلام به ایران، مظهر نجابت و عفت و حیا بوده اند.

در این بین "الهام چرخنده"، چادر را به عنوان حجاب برای خود برگزید و در رسانه ها با افتخار از این تغییر رویه صحبت کرد، اما برخوردی که کاربران فضای مجازی و حتی حقیقی با او کردند اصلا نشانی از احترام به آزادی او و اعتقاداتش نداشت.

این در حالی است که اگر بخواهیم از دیدگاه طرفداران مثلا آزادی بیان به آن نگاه کنیم، او نیز حق دارد که نوع پوشش و حجابش را خودش انتخاب کند نه اینکه برچسب های متعددی بخورد و آدم حکومت نام بگیرد.

آیا اینجا انتخاب چادر اجبار و سیاسی کاری است اما آنجا برهنگی و بی عفتی حریم خصوصی و انتخاب شخصی؟!؟

در این میان می توان به "امیر تتلو" خواننده رپ اشاره کرد که حمایت اش از ایران و ایرانی، وی را مورد هجمه سنگین کاربران قرار داد. از فحاشی ها و بددهنی ها گرفته تا تولید محتوای غیرفاخر و هتاکانه علیه وی، می تواند سندی باشد بر نگاه دوستان طرفدار آزادی بیان!!!!

حتی هم کیشان وی نیز به تمسخر عقایدش پرداختند و گوی فحاشی را از مخاطبان عادی ربودند. ترانه ها و آهنگ های فراوانی در راستای تمسخر او تولید و در فضای مجازی منتشر شد.

جالب اینجاست که هرزمان سلبریتی ها موافق نظام سیاسی حاکم و اعتقادات دینی گام بردارند به هزاران دلیل واهی متهم می شوند و حتی خانواده هایشان نیز از هجمه ها و هتاکی ها در امان نیستند ولی اگر در فرهنگ منحط غربی حرکت کنند، روشنفکر، تحصیلکرده، افتخار ایران و ایرانی محسوب می شوند.

جامعه نوپای آمریکایی که ریشه های فرهنگی اش به گواه تاریخ و مستندات معلوم و واضح است؛ در اوج رفتارهای غیرانسانی و متحجرانه با مردم سرزمین خودش قرار دارد. این را میتوان از جنبش وال استریت، جنبش حمایت از سیاه پوستان در آمریکا، خشونت علیه زنان و کودکان، آمار سرسام آور جرائم و فساد به سادگی فهمید.

البته آنچه حائز اهمیت است نوع برخورد کاربران، نوع نگارش کامنت ها و نوع تحلیل هاست که در چارچوب رسانه ای از جمله حرکت های غیرفرهنگی و غیرفاخر محسوب می شود.

هجمه به صفحات شخصی سلبریتی ها و استفاده از الفاظ رکیک در انتقال نظرات، قضاوت های نادرست و غیرعقلانی، حکایت از آن دارد که کاربران موردنظر فاقد سواد رسانه ای و در کل فاقد فرهنگ و تربیت هستند.

بررسی ها نشان می دهد اکثر کاربرانی که دست به چنین اقداماتی می زنند، افرادی هستند که گرایشات سیاسی مخالف نظام سیاسی حاکم دارند و همینطور در حوزه فرهنگی نیز فاقد تقیدات دینی و مذهبی هستند. این را می توان از پروفایل ها، عکس ها و مطالب منتشره ایشان متوجه شد.

البته این تنها موردی نیست که آزاردهنده است. نقطه اوج این حرکت ها را می توان در فحاشی کاربران ایرانی به سلبریتی های خارجی دید. این حرکت ابتدا با صفحه "لیونل مسی"، فوتبالیست آرژانتینی در جام جهانی آغاز شد و تا جایی پیش رفت که بزرگان هنر ایرانی را به عذرخواهی و بوسیدن کتف های مردانه مسی وادار کرد. البته در ادامه داور همان بازی نیز از خشم کاربران ایرانی در امان نماند. اما این تازه شروعی براینگونه حرکت ها بود.

اینطور به نظر می رسید که جمعی از کاربران به شکل هدفمند در پی هر اتفاقی که آن را برنمی تابیدند به صفحات شخصی مجازی فرد موردنظر خود حمله می کردند و خشم خود را از پشت نقاب های مجازی با فحاشی و ناسزاگویی بیرون می ریختند.

کمی بعد از آن نوبت به "ایوان زایتسف" رسید، آن هم به بهانه شکست تیم والیبال ایران، البته زایتسف این حملات را بی پاسخ نگذاشت. "کریستین رونالدو" نیز از نمونه های دیگر است.

اما این پایان ماجرا نبود. کم کم دامنه این هجمه ها به سلبریتی های ایرانی هم رسید، تاجایی که صفحه شخصی "نفیسه روشن" به علت پوششی که در افتتاحیه خصوصی فیلمش انتخاب کرده بود، مورد هجمه سنگین کاربران قرار گرفت. حتی دامنه فحاشی ها تا همسر و خانواده وی گسترده بود.

این هتاکی ها در صفحه "رامبد جوان" به بهانه طرفداری از "مرتضی پاشایی"، صفحه "میلاد کی مرام" و "امیرحسین صدیق" به بهانه حضور در خندوانه و ده ها مورد دیگر ادامه داشت.

اینها نمونه هایی است کوچک از آنچه در سطح وسیع تری در فضای مجازی اتفاق می افتد و دامن گیر افراد شناخته شده داخلی و خارجی می شود. اما هدف این کار چیست؟ چرا کلونی خشمگین کاربران همچون موج از صفحه ای به صفحه دیگر هجوم می برند؟

از تحلیل های عامیانه که بگذریم؛ خشم فروخورده جامعه ایرانی با نقاب کاراکترهای مجازی راهی برای برون ریزی پیدا کرده است و متاسفانه به دلیل تکنولوژی های ارتباطی روز دنیا که سرعت و حجم ارتباطات را گسترده کرده است؛ ما شاهد نمایش بین المللی این رفتارهای اجتماعی هستیم. البته می توان گفت عدم سرمایه گذاری متولیان فرهنگ در حوزه های اجتماعی از علت های اصلی این گونه رفتارهاست.

گزارش ها حاکی از آن است که فحاشان دلایلی را برای این کار عنوان کرده اند که عمدتا خواننده را به فکر فرو می برد؛ یکی از این افراد عنوان کرده است که نداشتن سرگرمی برای پرکردن اوقات فراغت خود، با این کار هیجان خود را تخلیه می کند. البته او از نابرابری اجتماعی، فقر و عدم برنامه ریزی دولت برای اوقات فراغت جوانان به عنوان دلایل دیگرش نام برد. او پسری 14 ساله از جنوب ایران است.

یا کاربر دیگری که می گوید: در کشوری که نابسامانی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بیداد می کند و حتی مسئولان عالی رتبه سیاسی در سخنرانی هایشان از ادبیات سخیف استفاده می کنند (اشاره به فحاشی علی مطهری در مجلس) دیگر از من که به گونه ای از ایشان الگوبرداری میکنم چه توقعی می رود؟؟!؟

فقر فرهنگی و عدم سرمایه گذاری در مبانی فرهنگی هرجامعه ای موجب از دست رفتن سرمایه های اجتماعی می شود که به دنبالش سرمایه های اقتصادی نیز از دست می رود. البته و صد البته مشکل فضای مجازی یا برنامه های ارتباطی نیست بلکه مشکل درون جامعه ایرانی است.

افرادی که برهنگی بازیگر ایرانی را آزادی بیان و سربلندی فرهنگ ایرانی می دانند و پوشش حجاب بازیگر یا ورزشکاری را نتیجه اجبار جامعه و سیاسی کاری، از فقر فرهنگی و کوته فکری رنج می برند.

فقدان سواد رسانه ای کافی، میزان پایین سرانه مطالعه، مدرک گرایی، عدم ایفای نقش صحیح رسانه های ملی و مطبوعات، عدم اهتمام متولیان فرهنگ به وظایف خود و... دلایلی است که موجب می شود چنین نمایش هایی را از بدنه اجتماعی جامعه شاهد باشیم.

ندیدن دلایل اصلی و فرافکنی آنها موجب می شود شاهد نتایج بدتری باشیم.

 

ان شاءالله

 

آخرین خبرها

 

سنگر همرزمان